السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

167

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

اين تصور نيز مردود و باطل است زيرا درست است كه اگر اين امور از مجراى غير طبيعى به دست آيد ، مىتواند دليل بر صدق مدعى نبوت گردد ولى خواسته مشركين آن نبود ، بلكه آنان چنين مىپنداشتند كه پيامبر بايد از راه عادى نه از راه غير طبيعى داراى ثروت و امكانات مالى فوق‌العاده باشد و مقام نبوت نبايد به افراد فقير و بىچيز محول گردد . قرآن مجيد تصور آنان را در اين مورد چنين بيان مىكند : وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ « 1 » مشركان گفتند : چرا اين قرآن بر يك مرد بزرگ ( ثروتمند ) كه از دو شهر مكه يا طائف باشد ، نازل نگرديد . روى اين عقيده و تصوّر واهى بود كه از پيامبر گرامى درخواست مىنمودند كه داراى ثروت و مكنت بوده و امتيازات مالى بر ديگران داشته باشد . شاهد ديگر بر گفتار ما اين است كه آن‌ها خواستهء خود را مقيد مىساختند كه بايد پيامبر فقط داراى باغ و خانهء طلايى باشد و معجزات ديگر را قبول نمىكردند و اگر هدف آنان اين بود كه اين امور به صورت اعجاز و به طور غير طبيعى انجام گيرد و شاهد بر نبوت وى گردد ، در اين صورت اين شرطبندىها و سخت‌گيرىها و شرايط دور و دراز مفهومى نداشت زيرا ايجاد يك حبه انگور و يا يك مثقال طلا در معجزه بودن كفايت مىكند و همان امر غير طبيعى مىتواند دليلى بر صدق نبوت باشد و نيازى به ايجاد باغ و خانهء طلايى نبود .

--> ( 1 ) زخرف / 31 .